عید دیدنی

سلام

دیشب طاها اینا اومدن خونه ما عید دیدنی. خوش گذشت. پارسا و طاها با هم بازی کردن. پارسا یواشکی ماژیک هایی رو که باباش از چین اورده بود تو کمدش قایم کرد تا مبادا طاها کوچولو خرابشون کنه. الان تو مهد کودک داره عمو زنجیرباف بازی میکنه.

     

راستی تا یادم نرفته بگم دیروز پارسا میگفت : مامان از خاله جونم یاد بگیر.( منظورش مربی شونه!!!)

گفتم : چطور مگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پارسا: خاله جون زحمت کشیدن کمکم کردن نقاشی هامو رنگ آمیزی کردن.........

مامان: باشه عزیزم منم کمکت می کنم.

ولی چشموتون روز بد نبینه . تمام بعداز ظهر اون روز ما رو مجبور کرد یک کتاب رنگ آمیزی انجام بدیم. خاله جان یه کم فکر ما باش.  فکر ما باش....

/ 0 نظر / 4 بازدید