19 فروردین .... شرف شمس یادت نره

سلام. روز جمعه هم رفتیم خونه دردونه ترین یعنی زینب خانم. خیلی خوش گذشت . بعد از ظهر هم رفتیم خونه آقی محمدی. اولش که هنوز یخ من و پارسا و باباش باز نشده بود، بعدش که یخمون آب شد، خیلی خوش گذشت. خونه خوب و پر از آرامشی داشتن. پنجره های بزرگی که پرده هایش نیز کنار کشیده شده بود، حال و هوای خونه را حسابی بهاری کرده بود. پارسا با محم تو اتاق رفتن و مشغول شدن. ما خانم ها هم که با هم بودیم و حرف می زدیم. در کل خیلی روز خوبی بود. هم صبحش و هم بعد ازظهرش......

/ 0 نظر / 3 بازدید